یشتر کودکان، دوست خود را نسبت به کسی که نمی‌شناسند یا دوست ندارند، راحت‌تر می‌بخشند. زیرا با احتمال بیشتری فرض می‌کنند که دوست‌شان از روی عمد با آنها بدجنسی نکرده است. با این حال وقتی رنجش، همراه با احساس مورد خیانت قرار گرفتن باشد، حتی بخشیدن دوست هم دشوار می‌شود. زمانی که دلخوری مهمی پیش می‌آید، کودکان ممکن است صرف‌نظر از این‌که می‌خواهند دوستی‌شان را حفظ کنند، احساس کنند نمی‌توانند رنجش را رها کنند و از این بابت احساس فشار می‌نمایند.

نقش والدین در آموزش بخشش

والدین می‌توانند نقش مهمی در آموزش بخشش به کودکان داشته باشند.

کودکان به نحوه‌ی پاسخ افراد مهم زندگی‌شان به نامهربانی دیگران، توجه می‌کنند.

آیا آن‌ها کینه به دل می‌گیرند یا موضوع را رها می‌کنند؟ آیا به دیگران گله و شکایت می‌کنند یا مستقیم با فرد مربوط صحبت می‌کنند؟ چه مدت طول می‌کشد که عصبانیت یا رنجش آن‌ها برطرف شود؟ آن‌ها چگونه بر ناراحتی خود غلبه می‌کنند؟

گاهی اوقات والدین به‌طور مستقیم کودکان را در مورد نحوه پاسخ به اشتباهات دوستان راهنمایی می‌کنند. والدین ممکن است با توجه به موقعیت پیش آمده و ارزش‌های خانوادگی، دامنه‌ای از واکنش‌ها را تشویق  کنند، از «اجازه ندهید او هر بلایی دلش خواست سرتان بیاورد» تا «او از عمد این کار را نکرده»  یا «همه اشتباه می‌کنند».

تعادل ظریفی وجود دارد که کودک‌تان در زمان بخششِ ضربه‌ای که به او وارد شده است، باید بدان دست یابد. در یک‌سو، تحمل منفعلانه و بهانه‌ تراشی برای رفتار بد متداول دیگران به هیچ وجه روش سالمی نیست. تحقیقات انجام شده روی بزرگسالان ( لوچی و همکاران، ۲۰۱۰) نشان می‌دهد که بخشش مکرر افرادی که هیچ قصدی برای تغییر رفتارشان ندارند، در دراز مدت، رفته رفته به احترامی که برای خودمان قائلیم آسیب می‌زند.

از سوی دیگر، بچه‌ها باید درک کنند که هیچ کس کامل نیست، بنابراین بخشش سخاوتمندانه و مهربانانه یک دوست خوب یا پشیمان، کار مهمی است که باید انجام داد. کودکان با کمک والدین می‌توانند جریان وقایع را از دیدگاه دیگران ببینند. این امر می‌تواند نحوه‌ی پیش رفتن در روابط را برای کودکان روشن کند.

دستورالعمل‌هایی برای بخشش

بعضی از کودکان ناراحتی‌هایشان را مانند دانه‌های تسبیح روی یک رشته جمع می‌کنند و هر آسیب یا تحقیری که کسی در حق‌شان انجام داده است را به یاد می‌آورند.

مثل آن پسربچه در کار بالینی من، آن‌ها ممکن است تا مدت‌ها پس از این‌که شخص خاطی آن‌ها را فراموش کرده است، بابت توهین‌های او آزرده باشند.

سنگینی اهانت یادآوری شده، می‌تواند به سرعت افزایش یابد و منجر به این حس شود که «جهان مکانی بی‌رحم و غیرقابل‌اعتماد است».

در اینجا دستورالعمل‌هایی آمده است که ممکن است به کودک‌تان کمک کند تا بفهمد چه زمانی وقت آن رسیده که خشم و نفرت را رها کند و شخص خاطی را ببخشد.

 (از کتاب افزایش دوستی‌ها، راهنمای کودک برای دوست‌یابی و حفظ دوستی‌ها، نوشته‌ی: الین کندی مور و کریستین مک لافلین نقل شده است)

  • اگر ماجرا فقط یک‌بار اتفاق افتاده و احتمالا دوباره رخ نمی‌دهد، ببخشید.
  • اگر دوست‌تان از عمد این کار را نکرده است، او را ببخشید.
  • اگر ماجرا آن‌قدرها هم بد نبوده است، ببخشید.
  • اگر دوست‌تان واقعا متاسف است، او را ببخشید.
  • اگر اتفاق پیش آمده ناشی از یک اشتباه بوده است و دوست‌تان بیشتر اوقات مهربان است، او را ببخشید.
  • اگر بیشتر از یک ماه از ماجرا می‌گذرد، قطعا ببخشید.

چسبیدن به رنجش، از لحاظ هیجانی هزینه‌های زیادی در پی دارد. گاهی اوقات، بخشش کار درستی است، نه به این دلیل که شخص دیگری شایسته‌ی آن است، بلکه ما سزاوار نیستیم که بار این تلخی را به دوش بکشیم.